آرسام جوووونم؛آرسام جوووونم؛، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه و 1 روز سن داره

پسر اردیبهشتی ما

آرسام پنج ماهه ی ... شیرین

سلام مامانی سلام عزیزم امروز .: آرسام جووووووونم؛؛؛ تا این لحظه ، 5 ماه سن دارد :.  5 ماهگیت مبارکت باشه عزیزم دوستت دارم هر سه تایی دوستت داریم عزیزم گل خوشگل من؛ امروز با آبجی آتریسا رفتیم پارک، آخه تو خونه حوصله ش سر میره شما هم تو ماشین خوابت برد و تا آخر هم تو کالسکه خواب بودی البته من تکونت میدم؛ آخه اگه کالسکه ت تکون تکون نخوره،زودی بیدار میشی عشقم عسل خونه ی ما از دیشب یاد گرفتی و میگی د... د... عزیزم خیلی قشنگ میگی دوست دارم هامت کنم، وقتی اینجوری میگی د... د... حرفهای دیگه هم میزنی ولی به زبون خودت، عشقم امروز صبح، قبل از رفتن به پارک ...
26 مهر 1395

دیروز و امروز شما

آرسام م  عزیزم دیروز حمام رفتی؛ موهای خوشگلت یه کوچولو دراومده نانازم   بعد از حمام؛ شما فدات شم؛ دستات اینجوری میشه یعنی یکی بغلم کنه با این شلوار بیرونیت؛ توپولی شدی بخوریمیت عزیزم امروز صبح شماست نانازم تازه از خواب بیدار شدی اینو دهن میکنی خوشت میاد آرسام شیرین من دوستت دارم آتریسا جون گفت بریم ماشین بازی فقط به خاطر شما میگفت؛ آخه همش داشت با کنترل رانندگی میکرد، شما هم ذوق میکردی فدا خنده ت بشه مامی امروز خیلی بهتر نگه میداشتی خودت رو عشقم کم کم می خوای خودت بشینی نفس ...
24 مهر 1395

ماه پنج، آرسام، عشق قشنگم

سلام نفس مامانی سلام آرسام م خوبی گل قشنگم؛؛؛ این روزها خیلی خوب نیستی نانازم، دندون های خوشگلت خیلی اذیت میکنه؛ 10 روزی هست که همش تو خواب پا میشی و گریه میکنی کلا بدخواب شدی، وقتی بیدار هم هستی همش با لثه هات درگیری نانازم همه چی رو میخوای گاز بگیری، بعضی وقتها بی قراری میکنی عشق کوچولوی من امیدوارم زودی دندون هات درآد تا راحت شی بوس من آتریسا جون یزرگتر از شما بود 9 ماهگی در اومد، ولی شما با این علایم باید زودتر صاحب دندون بشی عزیزم گل قشنگم یاد گرفتی  دست هات رو بیاری بالا؛ یعنی بغلم کنین به همه طرف غلت می زنی و می چرخی شیطونکم، با کمک می تونی بایستی نانازم خب بریم سراغ عکس های م...
24 مهر 1395

آرسام جونم، کچل شدی........

سلام آرسام م سلام کچلم خوبی مامانی، عشق کوچولوی من چند وقتی هست که می خواستیم موهای خوشگلت رو کوتاه کنیم تا مرتب بشه؛ آخه بعضی جاهاش ریخته بود و کوتاه تر از جاهای دیگه بودن؛ دوشنبه شما رو بردم آتلیه تا عکس های دوره ای 4 ماهگی شما رو خاله بگیره، دیروز از بابایی پرسیدم؛ چیکار کنیم ؟؟؟ موهای آرسام جونم و کی کچل کنیم بابایی گفتش که یه روز ی از همین روزها باید این کار رو انجام بدیم. منم کلی فکر کردم و وقتی بابایی رفت مغازه؛ شما هم بیدار شدی، دست به کار شدم؛ یه ساعتی مشغول بودم، البته با کمک آبجی خوشگله ی شما؛ اگه آتریسا جون حواس شما رو پرت نمی کرد نمی تونستم زنگ زدم به بابا و گفتم برو تو تلگرام و عکسی که می فرستم و ببین ...
8 مهر 1395

آرسام م واسه اولین بار چرخیدی؛ عشق من

سلام بوس من سلام عزیزم آرسام م دیروز صبح گذاشته بودمت داخل تشک بازیت تا غذا رو آماده کنم یه لحظه نگاه کردم ببینم چیکار میکنی؛ دیدم داری غلت میزنی تا بچرخی و بیای رو دستای خوشگلت موفق شدی و واسه اولین بار اومدی رو دستای نانازت، عزیزم بعد ازظهر هم دوباره تکرار کردی گلم  فدات بشم عزیزم عشق خوشگلم بریم سراغ عکسای خوشگلت دور اونجوری نگاه کردنت، بگردم شیطون من، جدیدا همش میگی بشینم ببین... رو پاهای منی، میگی بذار بشینم فدا خنده ت بشه مامانی همین الان از حمام اومدی بیرون نانازم خ...
5 مهر 1395

آرسام 4 ماه و 4 روزه ی مامان

عزیز دلم بوس من امروز .: آرسام جووووووونم؛؛؛ تا این لحظه ، 4 ماه و 4 روز سن دارد :. نفسم، از پریشب سرما خوردی الهی مامان بمیره واست؛ خوب نمی تونی شیر بخوری فعلا فقط قطره بینی واست میریزم عشقم؛ ایشالله که زودی خوب شی مامانی همین الان بیدار شدی و شیطونی میکنی نانازم اینجوری دورت بگردم فدا ژستت بشه مامان فدا اخمش بوس بوسم، آتریسایی و بابایی خوابن  شما هم بیا رو پای مامان بخواب خب بریم دیگه؛ آتریسا جون و بابایی بیدار شدن ...
30 شهريور 1395

آرسام 4 ماهه ی مامان، واکسن زده

عزیزدلم سلام خوبی مامانی عشقم، آتریسا جون از دیروز خیلی بد سرما خورده؛ کلی مراقب بودیم که یه وقت به شما منتقل نکنه، آخه امروز باید واکسن میزدی عزیز دلم دیشب از بابایی خواستم روروک ت رو بیاره تا شما رو بذاریم داخلش البته فقط رو حالت رست میذارمت عزیزم، میگن خوب نیست این روزها خیلی از اینکه رو زمین دراز باشی بدت میاد دوست داری مثل ما نشسته یا تو بغل باشی امروز که با دایی امیرحسین حرف میزدم گفتش که؛ واسه اینه که دید چشمای خوشگلت خیلی بهتر شده و دوست داری مثل بقیه همه چی رو ببینی عزیزم همین چند ساعت پیشه گلم؛ بعد از واکسن عزیزم تلاش میکنی بخوریش با آبجی خوشگلت که خیلی مری...
27 شهريور 1395

آرسام ما 4 ماهه شده

آرسام م عزیزم امروز .: آرسام جووووووونم؛؛؛ تا این لحظه ، 4 ماه سن دارد :. امروز جمعه ست، واسه همین واکسن 4 ماهگی  رو باید فردا بزنی، عشقم عزیز دلم، این روزها خیلی قشنگ آواز میخونی و سعی میکنی با اطرافیان ارتباط برقرار کنی صداهای نازی از خودت درمیاری فدات شم آتریسا رو هر وقت میخوای صدا بزنی میگی؛ هه... هه فدات بشم زرنگ من وااااای دندون های خوشگلت خیلی اذیت میکنن؛ خیلی باهاشون درگیری عزیزم بریم سراغ عکس های این دو هفته ی شما فدای خنده ت بشه مامان با آبجی دارین شیطونی میکنین عزیزم اردک رو خیلی دوست داری ...
26 شهريور 1395

اولین سفر آرسام جووووووووون به مشهد

عزیز دلم نانازم آرسام جونم؛ دوشنبه هفته ای که گذشت عید قربان بود دایی وحید به همراه خانواده اومده بودن مشهد؛ منم خیلی دوست داشتم که هم داییم اینا رو ببینم هم شما دو تا وروجک رو ببرم حرم امام رضا خب خدا کمک کرد و رفتیم؛ سفر کوچولو ولی خوبی بود خدا رو شکر یکشنبه حوالی ظهر بود که رفتیم؛ غروب بود که دایی اینا رو دیدیم یه کار کوچولو بود که باید بابایی انجام میداد از فامیلای من هیشکی شما رو ندیده بود؛ خیلی از دیدن شما دو تا خوشحال شدن عکس های اولین سفر شما به مشهد همین الان رسیدیم تو ماشین بیشتر خوابیدی جدیدا لبهات اینجوری میکنی فکر کنم واسه دندونای خوشگلت گازشون میگیری ...
26 شهريور 1395