آرسام جوووونم؛آرسام جوووونم؛، تا این لحظه: 10 سال و 5 ماه سن داره

پسر اردیبهشتی ما

آتلیه مامانی

سلام عشقم بوس بوس م خوبی مامانم عزیزدلم چند دقیقه پیش یه آتلیه کوچولو راه انداختیم و چند تا عکس خوشگل از شما گرفتم خوابت می اومد؛ خیلی خوب نشدن  یه روز دیگه سرحال تر باشی، بابایی هم باشه عکس های بهتر میگیرم عشقم انشاالله واسه جشن دندونیت می خوام این مدلی عکس بگیری، نفس خب بریم سراغ عکس ها ناناسی مامان فدات شه، پسر خوش تیپ من عشقم واسه اولین بار امروز، دس دسی کردی موهای فشن ت و بگردم قربووووووونت بشم، عشقم فدا خنده های خوشگلت بشم؛ عزیز دلم جفت دندون خوشگلت و بگردم، عشق خوشگلم فدا ژست ت بشه مامانی ...
22 دی 1395

آرسام جون 7 ماه و 7 روزه ی مامانی

سلام عزیزم سلام گل قشنگم سلام 7 ماه 7 روزه ی من .: آرسام جووووووونم؛؛؛ تا این لحظه ، 7 ماه و 7 روز سن دارد :. مبارکت باشه عشقم   ناناز من، چند روزی هست که یه حرف جدید یاد گرفتی... میگی: نه... نه... نه... اونه... اونه... خیلی ناز و شیرین میگی عشق من خیلی دوست داری با آبجی آتریسا و بابایی بازی کنی  وقتی چیزی رو بهت نشون میدم و بعد قایمش میکنم، ابروهای خوشگلت رو میدی بالا و دنبالش میگردی؛ عاشق این ریختی کردنتم اون لحظه دوست دارم هامت کنم فدات شم، امروز کلی عکس داری بریم ببینیم صبح از خواب پا شدی، آتریسا جون هنوز خواب بود از من خواستی که کوله آبجی رو بدم دستت اینجوری...
3 دی 1395

اولین یلدای آرسام شیرین عسل خونه ی ما

سلام آرسام م سلام عزیزم یلدای 95 اولین شب یلدای شما بود عشقم یه دورهمی کوچولو خونه مامان جون اینا داشتیم؛ خیلی خوش گذشت من و عمه اعظم؛ البته بیشتر عمه تدارک سفره رو دید، آخه من خیلی وقت نداشتم ژله هندوانه که من درست کردم و کدو تنبل خوشگل تزیین پشمک م خودم انجام دادم کیک خوشگل و میوه آرایی رو عمه اعظم انجام دادن این هم سفره ی خوشگل یلدای ما بابایی گرفتدت، آخه می ترسید از پشت سر بیفتی نفسی با کلی خواهش یه لحظه ول کرد شما رو اینجوری بابا رو نگاه نکن؛ می خورمت ها!!!!!! بابایی دیگه؛ بالش گذاشت پشت سرت تا خیالش راحت...
1 دی 1395

امروز شما؛ آرسام عزیزم

سلام  آرسام م عزیز دلم امروز واسه سومین بار نوبت آتلیه داشتی، البته با اون یه بار که تو شکم مامانی بودی میشه 4 بار مامانی فدات شه؛ زودی خسته شدی و خوابت برد، از خواب ناز شما هم چند تا عکس خوشگل گرفتن ولی واسه همین خواب شیرین شما باز باید بریم؛ذآخه چند تا از عکس ها موند واسه چهارشنبه نوبت دادن بعد از شب یلدا قربونت بشم کلی شیطون شدی امروز شما واسه بابایی خودت و لووووس میکنی اینجا هم تازه از خواب پا شدی؛ همین الان بوس   بوس .: آرسام جووووووونم؛؛؛ تا این لحظه ، 7 ماه و 2 روز سن دارد :. ...
28 آذر 1395

هفت ماهه شدن آرسام جون

سلام عزیزم سلام گلم 7 ماهه شدنت مبارک عشق من البته با دو روز تاخیر اومدم ناناسی عزیز دل مامان؛ مریض شده بودی، سرما خورده بودی، خیلی بد خدا رو شکر الان بهتری مامان فدات بشه؛ قربونت بشم می تونی بشینی اصلا دوست نداری دراز بکشی همش میگی بشینم خیلی ناز میشینی خب بریم سراغ عکس های ماه هفتم شما انگشت شست پات و دهن کردی مامانی هم شکار کرد فدا يست گریه ت بشه مامان الهـــــــــــــی تازه غذا خور شدی عشقم فداش بشه مامانی هوا خیلی سرد شده بود؛ تو خونه هم سرد شده...
28 آذر 1395

16 آذر و تولد مامانی

سلام عزیزم سلام آرسام شیرین زبونم گل قشنگم، این روزها... د... د...؛ ا... دد... ا...دد و حرف گ... گ... رو خیلی قشنگ میگی بعضی وقتها هم ما... ما... با... با... میگی نفس دیروز تولد من بود و شما اولین سالی بود که واسه تولد من بودی، عشق فشنگم از خدای مهربون به خاطر حضور شما فرشته های نازم، ممنونم یه کوچولو مریض شدی این روزها، فکر میکنم سرماخوردی نانازم؛ تو خواب و شیر خوردن اذیت میشی چند تا عکس از شما دو تا آتیـــــــــــش با کیک تولد من فدات بشم عشقم؛ این عکس ها رو هم من از شما شکار کردم   فدا خنده ی خوشگلت بشم، عزیزم ...
17 آذر 1395